Category: کانون شهدا

دست‌نوشته رهبر انقلاب بر عکس سردار شهید ناظری

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی نوشته‌ای را در تجلیل از شهید محمد ناظری(۱) بر روی عکس آن سردار شجاع و مؤمن مرقوم کردند.

متن دست‌نوشته‌ی رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

رحمت و رضوان بر شهید عزیز، سردار شجاع و مؤمن که عمر خود را در جهاد فداکارانه گذرانید و جوانان و مجاهدان بسیاری تربیت کرد. خداوند او را با شهدای صدر اسلام محشور فرماید.

سیّد علی خامنه‌ای

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/33112/nazari.jpg

بهترین هدیه تولد شهید مدافع حرم

یکی ـ دو شب قبل از عملیات گفت: ورامین برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) تا حوالی خیرآباد و گل تپه شهید داده است اما خود ورامین شهید نداده. ای کاش یکی از ما دو تا در این عملیات شهید شویم.

پاسدار شهید جاوید الاثر مهدی ثامنی‌راد جوان فعال و پر شوری بود که زاده شهر ورامین است. وی چندی پیش برای مبارزه و دفاع از حرم عقیله بنی هاشم(س) عازم سوریه شده بود که توسط تروریست های تکفیری، یک روز قبل از تولدش خلعت شهادت به تن کرد و در تاریخ ماندگار شد. از این مجاهد والا مقام فرزند هشت ماهه ای با نام «فاطمه سلما» به یادگار مانده است. محمد تاجیک از دوستان و اقوام شهید ثامنی راد که سال ها حضور این شهید را درک کرده است خاطراتی از این شهید نقل می‌کند:

*در فعالیت های مسجد محور فعالیت ها بود

مهدی جوان فعال و پر تکاپویی بود و عضو هیئت امنای مسجد مهدیه در محله کارخانه قند بود. در این سال ها در تمامی فعالیت های مهم و تاثیرگذار که توسط این مسجد برگزار می شد همیشه محور کارها قرار می گرفت. به طور مثال یک موسسه نیکوکاری برای کمک به خانواده های بی سرپرست دایر کرد و به طور مستمر برای تهیه بسته های کمکی به این خانواده ها پیگیر بود.

*شرکت در دوره تک تیر اندازی برای دفاع از حرم

در بحث های فرهنگی به شدت خلاقیت داشت. در بندهای مختلفی از وصیتنامه اش به افراد متعدد توصیه هایی کرده و بر این موضوع تاکید می‌کرد. در حوزه ورزش استعداد خوبی داشت و سالیان متمادی در زورخانه ورامین اقدام به ورزش باستانی و زورخانه ای کرده بود. شهید ثامنی راد هفت سالی بود که در سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی استخدام شده بود. در این مدت دوره های سنگین عملیاتی و نظامی را گذراند و برای حضور در سوریه در دوره های تک تیراندازی شرکت کرد و در این کار بسیار کارکشته شده بود. خاطرم هست از بین افرادی که در این دوره شرکت کردند تنها سه تن موفق به کسب مدرک و یا حائز رتبه و پایان دوره شدند که یکیش مهدی بود.

 

*ساخت ورزشگاه در پشت مسجد

هیچ وقت یک جا بند نبود یا برای آموزش نظامی به عراق و سوریه می رفت و یا اینکه در حال تدارک سفر زیارتی برای خانواده ها بود. گاهی هم در کارهای تعمیر و بازسازی مسجد در وسط میدان کار می کرد. به همت شهید مهدی، ورزشگاه جمع و جوری در پشت مسجد برای اهالی محل و بچه های مسجد ساخته شد. با پیگیری های شهید ثامنی و هئیت امنای مسجد، زمین های آنجا متعلق به سازمان آب و اداره کشاورزی بود که برای ساخت این مجموعه گرفته شد.

*جای خالی را برایم نگه دارید

شش سال پیش به همراه مرحوم سید جلال موسوی از خدام و معتمدین قدیمی مسجد و محله که از قضا از اقوام شهید ثامنی بود، تابلو فلکسی که تصاویر شهدا بر آن نقش بسته بود را چاپ کردیم. سمت چپ تصاویر یکی از کادرها خالی ماند. همیشه به شوخی می گفت: این جای خالی را برای من نگه دارید تا بعد از شهادت عکس ام را بچسبانید.

چندی پیش آقا سید جلال فوت شد. هئیت امنا تصمیم گرفت که عکس این خادم اهل بیت(ع) را در همان جای خالی تابلوی شهدای مسجد بچسباند. مهدی خیلی از این موضوع ناراحت بود. می گفت: «اینجا جا قرار است تصویر من بخورد».

← ادامه نوشته

دانلود نشریه مجاهد (کانون شهدا) شماره سی و پنجم

mojahed_35

آنچه در این نشریه می خوانید:

-سی و سه سال جلوتر از جامعه

-مدافعان حریم

-عطر حضور

دانلود نشریه در ادامه مطلب

← ادامه نوشته

شهیدی که از درس دانشگاه، نمره خدایی گرفت

گفت‌وگوی با خانواده دانشجوی شهید مدافع حرم؛

شهید حسن حزباوی دانشجوی رشته حقوق که در راه دفاع از حرم حضرت زینب (س) در کلاس عشق و رشادت نمره خدایی گرفت و در راه حضرت عشق، سر که هیچ دل را به خدا داد.

به مناسبت روز دانشجو در منزل شهید حسن حزباوی دانشجوی رشته حقوق که سال گذشته در راه دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسید حاضر شدیم و گفت و گویی را با پدر این شهید بزرگوار انجام دادیم.

به هر زوری که است به منزل شهید حزباوی می رسیم و برادر شهید در را باز می کند  و با چای داغ عربی استقبال گرمی از تیم خبرگزاری می کند و چای که در آن غربت و سرما به شدت می چسبد.

از برادر شهید سراغ پدر شهید را می گیریم می گوید شیخ فلاح در این ایام در منطقه  چون خیلی می شناسند مرتب مراسم روضه خوانی دعوت می کنند و شیخ هم بی هیچ چشم داشتی همه روضه ها را دعوت کند .

شیخ فلاح حزباوی روحانی ساده زیست محبوب منطقه است و سال ها است در این منطقه در گمنامی مطلق در مسجد امام خمینی (ره) به کودکان درس دینی می دهد و جوانان انقلابی تربیت می کند و در مواجهه با اندیشه های وهابی مبارزه فرهنگی می کند.

پس از یک ساعت انتظار در آهسته باز می شود و شیخی راست قامت و ساده آرام وارد اتاق می شود و به گرمی وارد را در آغوش می گیرد و کلی عذرخواهی می کند و خیلی متواضعانه کناری می نشیند و عنان سخن را به دست ما می دهد .

در ابتدا از شیخ فلاح حزباوی می خواهیم درباره خود و شهید حسن بفرماید؟

پدر شهید حزباوی: بنده فلاح حزباوی پدر شهید حسن حزباوی هستم که به کار تبلیغ و روضه خوانی سیدالشهدا (ع) مشغول هستم.

شهید حسن حزباوی در همین منطقه کوت عبدالله متولد شد و در همین منطقه هم بزرگ شد و راه خود را در بسیج امام خمینی (ره) کوت عبدالله پیدا کرد. او از همان دوران نوجوانی شروع به خواندن نماز و گرفتن روزه کرد.

درباره روحیات و سجایای اخلاقی شهید حزباوی بفرماید؟

پدر شهید حزباوی: در تمام دوران زندگی یک بار نشده بود که چیزی از حسن بخواهم و او نپذیرد. هر روز موقع برگشتن از محل کار قبل از اینکه به خانه خودش برود ابتدا نزد من و مادرش می آمد و مدتی را به احوال پرسی از ما می گذراند و بعد به خانه خودش می رفت.

در این احوال پرسی همیشه عادت داشت دست من و مادرش را ببوسد و هوای برادرها و خواهرهای خود را داشت و اگر مشکلی برای آنها پیش می آمد حتماً پیگیری می کرد.

شهید حزباوی در بیرون از خانه چگونه رفتار می کرد؟

پدر شهید حزباوی: شهید در بین همه دوستان و فامیل به خوش اخلاقی و خوشرویی معروف بود و من واقعا از او راضی هستم.

در بیرون هم در مسایل اجتماعی و مسجد فعال بود و با کودکان ارتباط داشت و در مسجد با آنها فعالیت فرهنگی برگزار می کرد و چون خیلی خوش اخلاق بود خیلی ها سریع با حسن دوست می شدند.

در باره نحوه اعزام شهید به سوریه بفرماید؟

پدر شهید حزباوی: شهید قبل از اعزام به سوریه، نزد من آمد و گفت که می خواهد برای دفاع از حضرت زینب (س) به سوریه برود.

 من مخالفت کردم و گفتم: مردم سوریه خودشان باید از کشورشان دفاع کنند نه ما که ایرانی هستیم تو تازه ازدواج کردی و هنوز تازه تشکیل زندگی دادی و بالاخره اجازه ندادم به سوریه برود.

شهید حسن به من گفت: پدر اگر من و دیگران برای دفاع از حضرت زینب (س) نرویم پس چه کسی باید از ایشان دفاع کند؟

من هم گفتم: بهرحال من راضی نیستم که بروی.

حسن هم کسی نبود که بخواهد دل من و مادرش را بشکندگفت باشد پدر من دیگر سوریه نمی روم .

پس چطور شد که مجدد به سوریه اعزام شد؟

پدر شهید حزباوی: شهید حسن به روی خودش نمی آورد ولی واقعا حسن عاشق شهادت بود به خصوص خیلی دوست داشت در راه دفاع از ارزش های اسلام و عتبات عالیه جنگ و جهاد کند ولی چون می دانست من شاید مخالفت کنم چیزی به من نمی گفت.

به خصوص وقتی هم رزم های شهید به شهادت می رسیدند غصه و غم را در چهره حسن و اینکه عقب مانده است واضح و مشخص بود.

بعد از اینکه آن قضیه مخالفت من سه یا چهار ماه گذشت آمد و گفت پدر جان اگر اجازه بدهی برای ماموریتی که در تبریز است چند ماهی به ماموریت بروم و ممکن است چند ماهی طول بکشد.

بعد از اینکه رفت هر روز به خانه من زنگ می زد و با من و مادرش و خانمش صحبت می کرد ولی ۴ روز گذشت و حسن هیچ تماسی با ما نداشت  بعد از آن که تا ۴ روز خبری از او نداشتم تا اینکه به من خبر دادند که حسن با دوستان خود برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) به سوریه رفته است.

با اینکه می دانم برای شما خیلی سخت است ولی از عروج این شهید بفرماید؟ چگونه خدایی شد؟

پدر شهید حزباوی: (در حالی که بشدت بغض کرده است) در مورد نحوه شهادت حسن دوستان همرزمش به من گفتند که او در استان درعا سوریه مسئول توپخانه بود.

در آن روزی که حسن به شهادت رسید حدود ۷۵ نفر از مدافعان افغانی و لبنانی در همان منطقه در محاصره جبهه النصره بودند.

حسن از فرمانده اجازه می خواهد که برای نجات آنها برود اما فرمانده اجازه نمی دهد و می گوید حسن ما در تیررس مستقیم دشمن هستیم و هر کس بخواهد برای نجات این افراد اقدام کند احتمال شهادتش بالاست ولی حسن می گوید نمی توانیم ۷۵ نفر بگذاریم دشمن به راحتی قیچی کند.

حسن  بالاخره فرمانده را قانع می کند و قبل از اینکه برود در ابتدا غسل شهادت می کند و پشت تیربار می نشیند.

برای اینکه بتواند هدف گیری کند تا طبقه سوم برج فرماندهی بالا می رود که دیگر آنجا هیچ سنگری نداشت. بعد از مدتی با تیراندازی و خمپاره های که حسن می اندازند محاصره شکسته می شود و ۷۵ نفر از نیروهای افغانی و لبنانی از محاصره خارج می شوند و بعد از شکست حصر حسن از برج فرماندهی پایین می آید.

همه از این دلاوری حسن خوشحال می شوند و او را در آغوش می گیرند و حسن بعد از کمی استراحت در حالی که هنور حتی نیمی از استکان چایش را هم نخورده بود می گوید باید دوباره به برج فرماندهی برگردم ، چون ممکن است دوباره تکفیری ها بخواهند برگردند و این بار همه ما محاصره کنند.

حسن یک نگاهی به همه می اندازد و دوباره به به پشت تیربار در برج فرماندهی برمی گردد ولی دشمن تکفیری و نامرد با موشک کل برج فرماندهی را مورد هدف قرار می دهد و حسن را…(گریه اجازه نمی دهد پدر شهید ادامه دهد)

درباره نحوه اطلاع از شهادت حسن بفرماید؟ چه حس و حالی داشتید؟

پدر شهید حزباوی: دو ماه بعد از اینکه فهمیدم عازم سوریه شده اوایل آذر ماه سال ۹۳، ساعت ۲ بعدازظهر روز پنج شنبه بود که خبر شهادت حسن را به من دادند.

 وقتی خبر را شنیدم حس غریبی داشتم بالاخره سخت است حسن پسر خیلی خوبی بود ولی فقط گفتم خدایا این قربانی را از من قبول کن و امیدوارم با این کار در روز قیامت در برابر حضرت پیامبر (ص) و امام حسین (ع) سربلند باشم و اینکه حسن در اون دنیا این پدر پیر خود را شفاعت کند.

درباره مراسم تشییع پیکر این شهید بزرگوار بفرماید؟

پدر شهید حزباوی: چند روز بعد از اطلاع از  شهادت حسن، پیکر پسرم وارد اهواز شد و پس از استقبال رسمی مراسم تشییع را انجام دادیم و در گلزار شهدا در همین کوت عبدالله به خاک سپردیم.

درباره درس و دانشگاه حسن بفرماید؟ رفتار و کردارش در دانشگاه چگونه بود؟

پدر شهید حزباوی: حسن وقتی عازم سوریه شد که دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پردیس اهواز بود و جالب در آن ترم فقط چند واحد مانده بود که دروه درس اش را تمام کند.

بعد از شهادت هم همکلاسی ها و استادان و مسئولین دانشگاه به دیدن ما آمدند و همه از اخلاق و رفتار او تعریف می کردند.

دانشجویان هر کشور پایه و اساس آن کشورند و اگر این دانشجویان نباشند امیدی هم به کشور نیست. دانشجویان در هر رشته ای که هستند باید خدمت کنند و تمام تلاش خود را به کار گیرند تا مملکت ما و کشور ما بتواند روی پای خود بایستد و خودکفا شود.

درپایان درباره این گروه های تکفیری که بنام اسلام دارند به اسلام حمله می کنند چه نظری دارید؟

پدر شهید حزباوی: داعشی ها مانند اصحاب معاویه که در زمان حضرت علی (ع) که قرآن را بر سر نیزه کردند با شعار لبیک یا رسول الله و لا اله الا الله آمده اند دورغ می گویند و این سلفی ها نه مسلمانند و نه چیزی از مسلمانی می دانند.

این داعشی ها حتی از انسانیت هم بویی نبرده اند این وحشی ها به کودک و جوان و پیر و زن و بچه رحم نمی کنند.

اینها همان هایی هستند که امام علی (ع) آمدن آنها را پیش بینی کرده بودند که با پرچم های سیاه خواهند آمد. به اسم اسلام آمده اند و می خواهد اسلام را خراب کنند و به قول خودشان می خواهد حکومت عراق و شام را برپا کنند.

اما به لطف خدا اسلام و جمهوری اسلامی ایران همیشه پیروز خواهند بود و پرچم اسلام و تشیع برای همیشه به دست مقام معظم رهبری خواهد بود و ما همه سرباز ایشان خواهیم بود و من خودم با این ریش سفیدم برای جهاد حاضرم و خدا شاهد است اگر الان رهبری حکم جهاد می دهد بلافاصله به جنگ می روم بالاخره همه روزی می میریم و چه مردنی که شهادت در راه حضرت زینب (ع) و اسلام باشد.

منبع: خبرگزاری دانشجو

تفکر بسیجی

Elahi

بسیجی” از جمله واژه‌هایی است که به لطف انفاس قدسی امام تنها در لغتنامه و دایره‌المعارف انقلاب اسلامی یافت می‌شود. بسیجی” فرد عاشق سراز پا نشناخته‌ای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف اسلام و قرآن و ولایت و انقلاب اسلامی کرده است.
شناخت بسیجی در وضعیت کنونی و آینده از ضروریات بزرگی است که در سرنوشت سامان دادن به کشور، ترویج اسلام ناب و تداوم راه مقدس انقلاب و امام راحل (سلام‌الله علیه) نقش تعیین کننده دارد.
ملاک و مبنا برای معرفت بسیجی، تفکر بسیجی است که ما را می‌تواند به گوشه‌هایی از حیات معنوی او رهنمون و ماهیت و شخصیت واقعی این انسان معنوی و الهی را برای ما روشن سازد.
در این نوشتار که به قلم سرلشکر بسیجی دکتر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به رشته تحریر درآمده ویژگی‌های بسیجی مورد بررسی و کاوش قرار گرفته است که تقدیم حضورتان می‌کنیم؛

بررسی مفهوم واژه‌های اساسی تحقیق

۱) بسیجی
بسیجی” از جمله واژه‌هایی است که به لطف انفاس قدسی امام تنها در لغتنامه و دایره‌المعارف انقلاب اسلامی یافت می‌شود. “بسیجی” فرد عاشق سراز پا نشناخته‌ای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف اسلام و قرآن و ولایت و انقلاب اسلامی کرده است. او مطیع اوامر “ولی فقیه” زمان است؛ بر دشمن می‌تازد و امان از او می‌برد؛‌”پارسای” شب است و “شیر” روز؛ هدف غایی بسیاروالای بسیجی او را در جایگاهی بس مقدس قرار داده است. یک چریک یا یک پارتیزان برای جنگ خود علیه دشمن هدف عالی دارد. او می‌جنگد تا کشور و مردمش را از تجاوز دشمن و از یوغ استعمارگر نجات دهد. این به نوبه خود هدفی عالی است؛ اما در این راه چیز دیگری نیست. آخرش همین است و بس. اما بسیجی می‌جنگد چون به‌واسطه ولی فقیه زمان خودمطیع اوامر الهی است؛ یعنی می‌جنگد چون دستور خداوند، جهاد است و صلح می‌کند چون اراده خدا بر آن قرار دارد. این است که به بسیجی روح و نشاط می‌دهد و او را تا ردیف اولیای الهی ارتقا می‌بخشد. همین درجه از عبودیت و بندگی است که آن یار سفر کرده را به وجد می‌آورد تا آنجا که بسیجی را فرزند خود می‌خواند و با آن درجه از خلوصی که در وجود مبارکش سراغ داریم، برانگیخته شدن در روز محشر را با فرزندان بسیجی‌اش از خدا می‌خواهد. بدین ترتیب معلوم می‌شود که بسیجی مفهومی کلی‌تر از رزمنده است چرا که مراتب بندگی فقط در جنگ نیست که تبلور می‌یابد بلکه در تمام شئون زندگی بشری عینیت دارد. بسیجی کسی است که در هیچ یک از دسته‌بندی‌های مادی و متعارف قرار نمی‌گیرد. نه متعلق به حزب است و نه متعلق به زمان، مکان،‌طایفه، صنف بخصوصی و نه هر دسته‌بندی دیگر. زیرا بسیجی یار امام است و بسیجی عبد خداست وانسانی از تبار ابراهیم (علیه‌السلام) که اسماعیل‌وار، مصمم وعاشقانه به مسلخ عشق می‌رود؛ راه حق می‌جوید و سالک همیشه کوی دوست است.
۲) تفکر بسیجی و ویژگی‌های آن
این واژه مقدس که اولین بار از پرتو کلام نورانی امام راحل تجلی یافت به یک معنا همان اندیشه واعتقادی است که شریف‌ترین فرزندان امام آن را آگاهانه برگزیدند و تمام فکر و خلق و خوی و عمل خود را با آن میزان، تنظیم کردند تا آنجا که انسان‌های دیگری شدند با رایحه‌ای ولایی و صبغه‌ای الهی و جلوه‌ای قرآنی و به معنای دیگر تفکر بسیجی به تمام و کمال، همان اندیشه و اعتقاد کامل به اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه و آله) است یعنی بی‌اسلام ناب، بسیجی نتوان شد و بی‌تفکر بسیجی، اسلام، اسلام محمدی نخواهد بود. بنابراین تفکر بسیجی، تعبیری بدیع از مکتب اسلام و آئین الهی تشیع است. این تفکر ویژگی‌هایی دارد که همان شاخصه‌های اسلام ناب محمدی(صلی‌الله علیه و آله) و شاخصه‌های اسلام علوی و اسلام زهرایی و اسلام عاشورایی حسینی و زینبی است.
امام خمینی(سلام‌الله علیه)احیاگر اسلام ناب محمدی (صلی‌الله علیه وآله) و پایه‌گذار و معلم مکتب “تفکر بسیجی”‌در عصر ما بزرگترین تفسیر را از بسیج و تفکر بسیجی، ارائه می‌فرماید:‌”من… از خدا می‌خواهم که با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در دنیا افتخارم این است که خود بسیجی‌ام”.
با این تعبیر امام راحل هم بسیجی و تفکر بسیجی را تا اعلا درجه ستود زیرا به بسیجی بودن افتخار کرد و هم به رهروان آموخت که تفکر بسیجی چیست و اسوه بسیجی کیست.
از برکات نهضت عظیم و مقدس اسلامی به رهبری حضرت امام راحل حضور هرچند کوتاه مدت ولی موثر و همه جانبه تفکر امام راحل در همه صحنه‌های حیات امت اسلامی بویژه در مهمترین حادثه انقلاب اسلامی یعنی دفاع مقدس بود.
این حضور که از پشتوانه گرانبها از عالی‌ترین درجات ایمان و عمل صالح برخوردار بود در کوتاه‌ترین مدت منشاء چنان تحولات شگرفی در میان رهروان شد که حتی گاهی راه باور را بر همرهان دشوار می‌کرد و رنگ و بوی افسانه به خود می‌گرفت، اما عاقبت دشمنان هم دریافتند که تفکر بسیجی آن‌گونه که امام راحل پایه‌گذاری کرد، کیمیایی است که حتی افسانه‌ها را در وادی واقعیت به مبارزه می‌طلبد.
تفکر بسیجی آن چنان حقانیت اصحاب کربلا را به نمایش گذاشت که دیگر هیچ منکری نتواند شائبه مبالغه در داستان فداکاران کربلا را به دل راه دهد.
تفکر بسیجی با اوصاف اعجاب‌آورش چیزی نیست جز برنامه بی‌نظیر توحید وعدالتخواهی وشاخصه‌های آن چنین است:
۱) پیوند و بیعت با ولایت:
از محمد(صلی‌الله علیه وآله) و علی(علیه‌السلام) تا مهدی(عج) و در زمان غیبت با ولایت فقیه.
۲) ایمان و اخلاص:
‌تفکر بسیجی بیش از هر چیز بر ایمان خالص و محض به غیب مبتنی است؛ ایمان به الله با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذره‌ای تردید یا شرک.
۳) حریت در عبودیت:
در این مکتب، بندگی نه از روی طمع و نه از روی خوف بلکه از روی آزادگی و عشق به معبود است؛ همان‌گونه که امیرمومنان(ع) در وصف خویش بیان فرمود لذا بسیجی بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از این است که غیر از این باشد.
۴) اطاعت آگاهانه:
از آنجا که بسیج در اصل خود تبلور آیه شریفه “اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم” (نساء ۵۹) است، بدون تردید اطاعت و فرمانبرداری آگاهانه در تفکر بسیجی جایگاه منحصر به فردی را به خود اختصاص می‌دهد زیرا در تفکر بسیجی عنایت نهایی برای انسان، کسب رضایت معبود است و چنین غایتی جز با فرمانبرداری مطلق از اوامر الهی که همانا عمل به تکلیف معین شده از سوی امام و ولی فقیه در زمان غیبت است، حاصل نمی‌شود.
اطاعت از فرماندهی از بدیهی‌ترین ویژگی‌ها و آشناترین شاخصه‌های رزمندگان است که یک روز ندای هل من ناصر حسین زمانه را با ترک مال و منال و جاه و مقام و درس و مدرسه پاسخ دادند و روز دیگر جام زهر پذیرش قطعنامه را به امر فرمانده عزیزشان بر خویش گوارا کردند و سپس بلافاصله برای خرد کردن دندان تهاجم خائنان منافق و صدام پلید “مرصاد” را آفریدند و ثابت کردند آن کس که بسیجی است چون موم در دست فرمانده بحق خود نرم و انعطاف‌پذیر است و انعطاف‌پذیری در برابر فرمان حق، خصلت خاص همه صاحبان تفکر بسیجی است.
۵) عدالتخواهی:
از مهمترین ویژگی‌های تفکر بسیجی عدالتخواهی همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی.
بسیجی تفسیر عدالت علی(علیه السلام) است که به قیمت تمام جهان حاضر نیست به قدر گرفتن پوست جویی از دهان مورچه‌ای به کسی ستم کند اگرچه آن کس دشمن او باشد.
بسیجیان به حکم “کونوا قوامین لله شهداء بالقسط…”‌(مائده، ۸) قائمان به قسط هستند و بدکاری هیچ قومی آنها را به ستمکاری نمی‌کشاند. خودداری رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنایات صدام علیه مردم از همین تعهد ناشی می‌شد.
۶) ظلم‌ستیزی:
بسیجی مصداق فریاد عادل‌ترین مظلوم و مظلوم‌ترین عادل خلقت یعنی فریاد “کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا” امیرمومنان (علیه‌السلام) است. بسیجی فرمانبردار امامی است که فرمود:‌”ما تا آخر در کنار مظلومان جهان می‌ایستیم و با ظالم می‌جنگیم” یعنی ما تا فنای فتنه در جهان مجاهده می‌کنیم (انفال، ۳۹) و در میدان مبارزه با ظلم، لبه تیز شمشیر خود را متوجه ریشه همه مظاهر فرهنگی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ستمگران می‌کنیم و تا قطع تمامی آن ریشه‌های متعفن از پا نخواهیم نشست.
۷) شهادت‌طلبی عاشقانه:
اشتیاق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترین آرزوی اولیای الهی بوده است و “فزت و رب الکعبه” زبان حال همه عاشورائیانی است که یک عمر استغاثه برای توفیق شهادت در راه خدا را پیشه خود می‌ساختند و در انتظار آن بیتابانه لحظه‌شماری می‌کرده‌اند.
داستان پیشی گرفتن اصحاب امام حسین(علیه‌السلام) در میدان کربلا و رزمندگان ما در ایام دفاع مقدس علاوه بر اثبات این حقیقت شگرف، گویای اوج ازخودگذشتگی و کمالی است که از آشکارترین ویژگی‌های تفکر بسیجی است.
۸) ایثارگری کریمانه:
‌هرچند ایمان خالص به غیب، این باور را که انسان هرچه را در این دنیای مادی در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقیقت آن را در اعلا مرتبه‌اش به دست آورده است، در تفکر بسیجی ایثارگری معنای گسترده‌تری دارد و آن از خودگذشتگی است به تمام معنا. همه چیز برای رضای خداوند در طبق اخلاص گذاشته می‌شود.
چنین تفکری انسان را تا آن اندازه متعالی می‌کند که حاضر می‌شود در گمنام‌ترین وضعیت دنیوی در اوج بی‌توقعی و وارستگی از همه چیز خود بگذرد و چون حسین(علیه‌السلام) با زمزمه “رضا برضاک”‌پای در میدانی می‌گذارد که در نظر خلایق چیزی جز دام بلا و مصائب نیست.
۹) زهد و قناعت:
پس از روشن شدن ارتباط عمیق ایثارگری با تفکر بسیجی دیگر نمی‌توان آن را منهای زهد و قناعت تصور کرد زیرا اساس این تفکر بر چیزی است که حتی سایه رفاه‌طلبی، راحت‌طلبی، شکمبارگی، اسراف، تبذیر، تجمل‌پرستی و دنیادوستی در قاموس آن راه ندارد.
تفکر بسیجی این است که کوله بار زهدی علی‌وار، توشه‌ای از ساده‌ترین طعام‌ها و سرپناهی از بی‌تجمل‌ترین بناها و پوشاکی از مردمی‌ترین پوشش‌ها را به همراه دارد.
بسیجی هنوز تصویر خانه گلی علی (علیه السلام) و اتاق کوچک امام خمینی(ره) و حسینیه بی‌تجمل جماران را بر لوح دل خویش دارد و می‌داند که تفکر بسیجی یعنی عزم راسخ مبارزه و این عزم همان‌طور که امام بسیجیان فرمودند با رفاه طلبی و راحت‌طلبی هرگز سرسازش ندارد.
۱۰) تواضع و صمیمیت:
اصولا آنچه بوی تکبر و خودبینی می‌دهد هزاران سال از فرهنگ متعالی بسیج و تفکر بسیجی فاصله دارد زیرا بسیجی پیش از هر چیز همه سدهای منیت و خودبینی را در هم شکسته است او در میان اسمای الهی محو و در میان بندگان خدا ناشناس است. او علو و مرتبت را از آن خدا می‌بیند و اسوه‌ای دارد که هرگاه تازه واردی بر جمع او و یارانش وارد می‌شد، نمی‌توانست بدون راهنمایی یاران دیگر او را از دیگران بازشناسد (سنن النبی علامه طباطبایی) او سردار رشیدی چون مالک‌اشتر داشته است که از شدت تواضع،جاهلان بر او جسارت می‌کردند و او با کرامت آنان را دعا می‌کرد.
او امامی دارد که وقتی استقبال‌کنندگان لجام اسب او را ‌کشیدند و در رکاب او ‌دویدند به خشم آمد و بر آنان خروشید که این رسم نه شایسته امیرمومنان است که خودمشی اهل ایمان را مشی تواضع می‌داند.
او امامی دارد که دعوت فقرا را به صرف غذایی از آب استخوان پخته می‌پزد و پیامبری دارد که چون بردگان، متواضعانه مشی می‌کند و همچون آنان طعام صرف می‌کند و همچون آنان جلوس می‌کند در حالی که عزیزترین و شریف‌ترین است نزد خدای (نهج‌البلاغه، خطبه ۱۵۹، فراز ۲۲.) خود او آنگاه که در کنار زیردستان خود بر پشت وانت سوار می‌شود و دیگران را بر جای بهتر می‌نشاند می‌خواهد بگوید که من پرچمدار تفکر بسیجی‌ام؛ تفکر آن پیامبری که در زمان رواج رفتارهای اشرافگرانه و استکباری سفیانیان در اوج عزت و اقتدار بر استر یا چارپایی بدون زین و پالان سفر می‌کرد(سنن النبی علامه‌طباطبایی.) بر بوریایی می‌آرمید و پیاده مسافتهای طولانی کوچه‌های مدینه را طی می‌کرد و همه اینها در حالی بود که حتی جبرئیل شایسته همراهی او تا “قاب قوسین اوادنی” (النجم، ۹) نبود. ندای “ولاتمش فی الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا” (اسرا، ۳۷) آویزه گوش اوست تا مجمع یاران و اهل ایمان را مقرون صفا و صمیمیت کند و بوستان دین را بارورتر سازد.
۱۱) شجاعت و دلاوری:
حرکت شجاعانه پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) در صفوف مقدم نبرد با دشمنان، مبارزه یک تنه حضرت امیر(علیه السلام) با قوی‌ترین پهلوان عصر خویش آنجا که یک ضربت او بر همه عبادات جن و انس برتری یافت و ایستادگی شجاعانه مظلومان کربلا در برابر سپاه بی‌شمار قساوت‌پیشگان یزیدی همه و همه برگ‌های زرینی از پرونده درخشان شجاعت‌های اعجاب‌انگیز تربیت‌شدگان مکتب اسلام ناب یعنی تفکر بسیجی است. نبرد تن با تانک، نبرد نوجوانان دریادل بسیجی با رزمدیده‌ترین فرماندهان دشمن و نبرد پابرهنگان جانباخته با میدان‌های بی‌ترحم مین و انفجار، پیشروی به قلب دشمن زیرباران آتش دشمن و بالاخره نبرد بدن با فولاد و آتش، جملگی آثار انکارناشدنی تحولی هستند که تفکر بسیجی در همه معیارهای محاسباتی انسان مومن پدید آورد.
سرگذشت فرماندهان شهید که به‌مانند ستارگان درخشانی آسمان مصفای انقلاب اسلامی را منور کرده‌اند، گواهان صادق این حقیقتند که تفکر بسیجی محرک مقدسی است که همواره بهترین‌ها را مشتاقانه به سوی سهمگین‌ترین میدان‌های مبارزه و نبرد سوق می‌دهد. شهیدان گرانقدری نظیرچمران، خرازی، حاج همت، باقری، باکری‌ها، میثمی، چراغی، کریمی، بروجردی، شفیع‌زاده، زین‌الدین و… الواح زرین دفتر عشق و شهادت و مکتب تفکر بسیجی هستند.
۱۲) صلابت و کوبندگی:
تفکر بسیجی آنگاه که دفاع از کیان اسلام و عزت مسلمین و حقوق مستضعفین در میان باشد، صیقل‌دهنده شمشیر عدالتجو و ظلم‌ستیز رزمندگان و استحکام‌بخش گام‌های استوار همراهان و یاران رسول‌الله خواهد بود. چه اینان در کنار رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله) اشداء علی الکفار (فتح، ۲۱) هستند و نامشان چون نام مولایشان لرزه بر اندام منحرفان و مفسدان می‌اندازد.
اینان احیاگر خاطره رشادت‌های امیرمومنان و فرمانده دلاورش مالک و فرزند شهیدش عباس علمدار هستند و اینان کسانی بودند که یک تکبیر آنان شیرازه سپاه دشمن را از هم می‌گسیخت و گروه گروه از آنان را ذلیلانه به شکست و اسارت وا می‌داشت.
اینان فرزندان خمینی(رحمه‌الله علیه) بودند که چون ابراهیم با ندای تکبیر بت‌های شرق و غرب را در هم کوبیدند و مستکبران را به عجز و ذلت کشاند.
۱۳) ابتکار و خلاقیت:
طراحی خندق در نبرداحزاب، آنگاه که جمعیت مومنان در محاصره سهمگین کفار و مشرکین قرار داشتند، نشان داد که عنایت الهی چگونه اذهان اهل ایمان را به نور خود پویا می‌کند و البته این امر بدیهی است. او خود وعده فرمود:‌”ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا”. (انفال، ۲۹) او که به اهل تقوا شناخت عالی از همه رموز خلقت می‌دهد، طبیعی است که کشف رموز جهان مادی در چنین مکتبی برای اهل ایمان و تقوا بسیار پیش پا افتاده خواهد بود.
تفکر بسیجی ذهن را چنان صیقل می‌دهد که پرده‌های غیب را کنار می‌زند. حال چگونه در وادی روابط و حوادث مادی چیزی بر صاحب این تفکر می‌تواند پوشیده بماند. اقدامات شگفت‌آور امام بسیجیان در مقاطع مختلف انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و نیز صدها نمونه استثنایی از ابتکارات رزمندگان اسلام در صحنه‌های دفاع مقدس، حقایقی است که نشانگر شکوفایی استعداد ابتکار و خلاقیت در مومنان است.
۱۴) شاخصه‌های دیگری نظیر عزت نفس، گمنامی و دوری از شهرت طلبی، مدیریت و تدبیر شایسته، غیرت و جوانمردی، تعهد و وفاداری، صبر و پایداری، ترحم و نوع‌دوستی حتی با دشمنان، عبادت واستغاثه به درگاه خداوند، تکبر در برابر استکبار و … نیز همگی درفرهنگ و تفکر بسیجی از درخشندگی خاصی برخوردارند که به جهت رعایت اختصار از بیان آنها پرهیز می‌شود.

نویسنده: سرلشکر بسیجی دکتر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح

منبع:روزنامه رسالت

دانلود نشریه مجاهد، شماره سی و چهارم

mojahed34

آنچه در این شماره می خوانید:

– آن قدر به جبهه می روم…
– باب شهادت
– آن جور که باید
-انتظار سازنده

برای دیدن هر نشریه روی عکس آن کلیک کنید.

دانلود با کیفیت عالی

دانلود با کیفیت خوب

تجمع دانشجویی به مناسبت اربعین شهدای منا

IMAG

گزارش تصویری : یادواره شهید گمنام دانشگاه سمنان

یادواره شهید گمنام دانشگاه سمنان دوشنبه بعد از نماز مغرب و عشا برگزار شد. در ابتدای جلسه با  قرائت زیارت عاشورا و تلاوت کلام الله مجید شروع شد و پس از سخنرانی حاج آقا باقرزاده ، روایتگری جناب حجت الاسلام و المسلمین حیدرپاشاپور و مدیحه ثرایی مداح اهل بیت رضاشهبازی حضار مهمان سفره ی  شهدا بودند.

در ادامه  می توانید تصاویر مراسم را مشاهده فرمایید.

SAM_0046SAM_0048 SAM_0056SAM_0043 SAM_0037SAM_0093 SAM_0071

جوانان مومن انقلابی ، هفتم تیر را به دنیا معرفی کنند

بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای هفتم تیر و جمعی از خانواده‌های شهدای استان تهران

در دهمین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۶
در حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّه الله فی الأرضین.
12111

 

 

 

 

 
خیلی خوش‌آمدید برادران و خواهران عزیز، و معطّر کردید این حسینیّه را و محلّ کار و تلاش ما را به عِطر یاد شهیدان.

یکی از برکات انقلاب اسلامی، بازتولید معارف اساسی اسلامی در این زمان است. خیلی از این معارف بزرگ را ما در کتابها و در ذهنها داشتیم لکن انقلاب اسلامی این معارف را مجسّم کرد و تحقّق عینی داد. یکی از بخشهای بسیار مهمّ این معارف، عبارت است از منظومه‌ی معارف مربوط به شهادت، همین چیزی که در این آیه‌ی شریفه‌ای که تلاوت کردند، به صراحت از آن یاد شده است: وَ لا تَحَسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتًا بَل اَحیآءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون * فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللهُ مِن فَضلِه‌ وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون؛(۲) این یک معرفت است، یکی از معارف بزرگ اسلامی است؛ [یعنی‌] نقش برانگیزاننده و زنده‌کننده‌ی شهادت در نظام اجتماعی مسلِم. شهیدان بشارت میدهند به کسانی که به آنها ملحق نشدند – مثل من و شما – که در این راه نه بیم هست، نه اندوه هست؛ هرچه هست بهجت است، ابتهاج(۳) است، نشاط است، روحیّه است، امید است؛ این درس است. این درس در مجموعه‌ی تاریخ جمهوری اسلامی تکرار شد؛ شهدای ما با انگیزه و با نشاط وارد این میدان شدند، تلاش کردند، و این تلاش آنها که صادقانه بود، با پاداش الهی همراه شد و به شهادت رسیدند که این شهادت بی‌شک یک نعمت بزرگ و یک پاداش بزرگی است که خدا آن را به این بندگان مخلصِ پاک‌دستِ پاک‌نهاد داد و به آنها ارزانی داشت. [شهدا] وارد این میدان شدند با نشاط، خدا را ملاقات کردند با رضایت الهی، و در نشئه‌ی پس از مرگ، نه اندوهی به آنها رسید نه بیمی در دل آنها پدید آمد؛ این را منعکس میکنند به جامعه، این را سرریز میکنند به مردمی که به آنها ملحق نشده‌اند. کمااینکه در این سالهای متمادی همین را مشاهده کردیم: هرجا شهادتی اتّفاق افتاد، پشت سرِ آن، افتخار خانواده‌ی شهید بود، احساس عزّت بازماندگان شهید بود، هیجان و ابتهاج معنوی و روحیّه‌ی مضاعف در مردم بود و تأثیرات اجتماعی فراوان؛ ازجمله‌ی آنها و جزو بارزترین آنها حادثه‌ی هفتم‌تیر [است‌]. ← ادامه نوشته

گزارش تصویری کنگره ملی شهدای دانشجو در دانشگاه سمنان/ ۸۸ شهید دانشجوی استان سمنان

teracket12

۲۰۱۵۰۵۰۶_۱۷۰۷۵۵ ۲۰۱۵۰۵۰۶_۱۷۰۹۱۰ ۲۰۱۵۰۵۰۶_۱۷۰۹۳۹ ۲۰۱۵۰۵۰۶_۱۷۰۹۵۱ ۲۰۱۵۰۵۰۶_۱۷۱۱۱۹ IMG_8069 IMG_8070 IMG_8076

← ادامه نوشته